فهرست محتوا
مقدمه
تفاوتی ندارد که در حال آموزش به چه مخاطبی و با چه سن و سالی هستیم؛ فارغ از جنسیت و سن یادگیرنده در هرحال تجارب یادگیری مثل سفر هستند، سفری که از جایی که یادگیرنده الان قرار دارد شروع می شود و تا زمانی که به هدف موردنظر آن آموزش میرسد ادامه می یابد. معمولا پایان این سفر فقط دانستن بیشتر نیست، بلکه کسب مهارت، تغییر نگرش و توانایی انجام دادن بیشتر و بهتر است.
شکاف دانشی در فرایند یاددهی – یادگیری چیست
نظریه شکاف دانش یا شکاف دانایی اولین بار سال 1970 در حوزه ارتباطات و رسانه مطرح شد، این نظریه در ارتباط با شکاف و تفاوت میزان دانش و اطلاعات افراد در طبقات اجتماعی بالا و پایین است، در خصوص کاربرد این نظریه در حوزه اینترنت و رسانههای تعاملی مشابه «بونفادلی» نظریه را چنین بازسازی میکند: «افرادی که تحصیلات بالاتری دارند از اینترنت با اهداف معطوف به آگاهی و خدمات استفاده میکنند؛ حال آنکه افرادی که تحصیلات کمتری دارند، از آن به طور معناداری برای سرگرمی استفاده میکنند.» اما نظریه شکاف دانش گاهی به معنای خلا یا ندانستنی هایی است که مابین دانش فعلی خود نسبت به یک موضوع احساس می کنیم.
شکاف دانشی در فرآیند یاددهی – تدریس زمانی اتفاق می افتد که دانش آموزان و یا حتی معلمان نمی دانند که در معرض اطلاعات دقیق نیستند، زمانی که یک دانش آموز و یا معلم اطلاعات مورد نیاز برای تکمیل وظایف در نقش خود را نمی داند ,و اگر این شکاف از طرف معلم باشد آسیب های زیادی به همراه خواهد داشت ولی اگر دانش آموزان نمی دانند، این وظیفه معلمین می باشد که آنها را آگاه کنند. بعنوان یک دبیر می بایست بین دانستنی های قبلی دانش آموزان شکافی ایجاد کنیم، طوری که احساس کنند دانش و اطلاعاتشان کامل نیست و نیاز به بررسی مجدد دارند و با این کار اصطلاحا شکاف دانش ایجاد می کنیم. در این نوشتار تنها به شکاف دانشی در دانش آموزان می پردازیم.
همیشه یک شکاف و خلا بین موقعیت کنونی یادگیرنده و جایی که باید برای دستیابی به موفقیت به آن برسد وجود دارد؛ این شکاف، همان نیازی هست که ما به عنوان آموزش دهنده باید بتوانیم پاسخ مناسبی برایش پیدا کنیم و خلا موجود را پر کنیم.
شکافی که در این جا از آن حرف میزنیم می تواند کمبود دانش باشد، اما واضح است که فقط محدود به این مورد نیست. اطلاعات را می توان به عنوان ابزاری در نظر گرفت که یادگیرنده به آن نیاز دارد تا بتواند عملکرد خودش را نشان دهد اما نکته کلیدی این جاست که یادگیرنده بداند با این ابزار، یعنی دانش یا اطلاعات خود چه کاری انجام دهد و چگونه از آن بهره مناسب ببرد.
دلایل ایجاد شکاف های دانشی
فرآیند یادگیری
بیشتر اوقات دانش آموزان در کلاس درس با موضوع جدیدی روبرو هستند که در ادامه مسیر و تکمیل مطالب قبلی می باشد. بعنوان مثال برای یادگیری زمان حال کامل (present perfect) در زبان انگلیسی، دانش آموز باید با زمانهای حال و گذشته آشنا باشد. اگر در آن قسمت ضعف داشته باشد قاعدتا مطالب جدید را هم یاد نخواهد گرفت.
توهم دانش
گاهی اوقات وقتی مطلبی را تدریس می کنیم دانش آموزانمان دچار توهم دانش می شوند و فکر می کنند مطالب را یاد گرفته اند و دیگر تلاشی نمی کنند، و بعد از مدتی متوجه می شوند که هیچ مطلبی از آن موضوع درسی را یادشان نیست و نمی دانند.
دسترسی محدود
بهر دلیلی دانش آموزان ما ممکن است که با منابع محدودی دسترسی داشته باشند، بودن در مناطق ضعیف یا نداشتن اطلاعات کافی و یا هر دلیل دیگه ای. به همین دلیل شکاف دانشی به وجود خواهد آمد.
اهمیت استفاده از شکاف دانش در تدریس
با ایجاد شکاف دانش می توانیم به راحتی باعث افزایش انگیزه دانش آموزان شویم. برای اینکه دانش آموزان رو راغب کنیم که سر کلاس درس خوب گوش بدهند، یکسری اطلاعات پیرامون موضوع درس به اونها بدهیم، از آنها سوال بپرسیم و نظراتشان را بشنویم، راهنمایی کنیم تا بیشتر تشنه دانستن بشوند و احساس نیاز پیدا کنند، به این صورت در مورد موضوع درس در ذهن آنها شکاف دانش ایجاد می کنیم، پس دانش آموزان به حرفای شما بیشتر توجه می کنند تا شکاف دانشی که احساس می کنند را پر کنند و به سوالاتی که در ذهنشان ایجاد شده جواب بدهند. بعضی کنجکاوی ها تا دانسته نشوند دست از سرما برنمی دارند پس با این روش می توانیم حس کنجکاوی در آن ها به وجود آوریم.
بعنوان مثال در زمان تدریس اسامی قابل شمارش و غیر قابل شمارش به راحتی می توانیم این کار را انجام دهیم. بسیاری از دانش آموزان وقتی این دو کلمه را می شنوند به راحتی می گویند: چیزهایی که می توانی بشمریم قابل شارش هستند و چیزهایی که نمی توانیم بشمریم غیر قابل شمارش. در این قسمت به راحتی با مقایسه یکسری چیزها که در فارسی می شماریم مانند نان و یا جمع می بندیم مانند تکلیف و مقایسه آن با زبان انگلیسی آنها را کنجکاو کنیم که واقعا اسامی قابل شارش و غیر قابل شارش چه چیزهایی هستند.
تا به حال از این موضوعات در کلاس درس استفاده کردین تا دانش آموزان رو کنجکاو کنین؟
چطور می توان شکاف دانشی را برطرف کرد.
انجام هر تلاشی در زمینه تدریس، باید در راستای جهت گیریها و اهداف آموزش باشد تا بتواند یک کلاس درس را در دستیابی به اهداف آموزشی خود یاری دهد. فعالیتهایی که بدون هدفگذاری ملموس و قابل اندازهگیری تعریف و اجرا میشوند، اغلب در نایل شدن به اثربخشی مورد انتظار ناکام میمانند. تحلیل شکاف دانشی (Gap Analysis Knowledge) ابزاری مفید برای کمک به آموزش در بهرهگیری مناسب از قابلیتهای مدیریت دانش میباشد. تحلیل شکاف دانشی با تمرکز بر حوزههای استراتژیک، وضعیت موجود و مطلوب دانشی در امر تدریس را شناسایی خواهد کرد و پس از شناسایی استراتژیهای دانشی، استراتژی مدیریت دانش نیز تدوین شده و راهکارهای اجرایی برای ترمیم شکاف دانشی برنامهریزی خواهد شد.
سوال پرسیدن
همانطور که پیش از این صحبت شد یکی از شکاف های دانشی مربوط به نقص اطلاعات گذشته نسبت به موضوع جدید مورد تدریس است، و یک دبیر باید این شکاف ها و نقص ها را شناسایی کند و قبل از شروع تدریس درس جدید سعی در برطرف کردن آن ها کند. برای رسیدن به این امر می توان با طرح پرسش و یا حتی یک آزمون این شکاف دانشی را شناسایی کرد.
بعنوان مثال قبل از شروع تدریس جملات مجهول (passive sentences) آیا دانش آموزان حالت معلوم (active) آن زمان ها را بخوبی یاد گرفته اند، آیا در جملات می توانند مفعول را تشخیص دهند، می توان با یک آزمون کوچک این مسائل را متوجه شد.
آموزش در لحظه مناسب
زمانی که تنها کمبود یادگیرنده، دانش است کار معلم خیلی آسان است، به ویژه در این دنیای انفجار اطلاعات که راههای خیلی آسان و ارزانی برای دسترسی به اطلاعات وجود دارد.
دنیای اطلاعات، علاوه بر دسترسی آسانی که در اختیار یادگیرنده قرار می دهد مزایای مهم دیگری نیز دارد. در عصر جدید اطلاعات، لزوما نیازی نیست فراگیرها همه اطلاعات را در کل مسیر یادگیری در ذهن خود نگه دارد. با این حساب شما میتوانید اطلاعات مهم بیشتری را در مسیر آموزش به دانش آموزان یاد دهید لذا یکی از تکنیکهای مهم در مسیر طراحی آموزشی این هست که همه اطلاعات را یک دفعه بیرون نریزید بلکه ببینید چطور میتوانید کولهپشتی اطلاعات را در طول آموزش روی پشت دانش آموز نگهدارید تا هرجا لازم بود چیزهایی که لازم دارند را از درون کوله پشتی بردارند.
اگر یادگیرندهها دقیقا زمانی اطلاعات را دریافت کنند که به آن اطلاعات نیاز دارند، احساس بهتری خواهند داشت و بیشتر قدردان خواهند بود. ایجاد یک شکاف آموزشی هدفمند می تواند انگیزه دانش آموزان را برای یادگیری و کنجکاوی بیشتر افزایش دهد. می توان برای ترغیب بیشتر دانش آموزان قسمتی از اطلاعات پیرامون یک موضوع را به آن ها داد و با پرسیدن چند سوال شکاف دانش را به وجود آورد و در این هنگام دانش آموزان بعد از احساس نیاز، آماده و تشنه یادگیری و پرکردن خلا آموزشی خود می شوند.
اجازه دادن برای اشتباه کردن
اضطراب یکی از رایج ترین اختلالات در بین دانش آموزان است که میتوان به عنوان ریشه بعضی از مشکلات از آن نام برد. بسیار شنیده ایم که کودکان به دلیل اضطراب به مدرسه نرفته اند. یا اضطراب از امتحان باعث افت درسی آنها شده است یا یک اضطراب اجتماعی به کناره گیری آنان انجامیده است ، کم نیستند دانش آموزانی که حتی یک کلمه سرکلاس حرف نمی-زنند. و یا در یک بازی دسته جمعی شرکت نمی کنند ، اگر به همه این رفتارها توجه کنیم ریشه ای از اضطراب را درآن ها می بینیم ، قرن بیستم را قرن ” اضطراب” نامیده اند.
این اضطراب و نگرانی در کلاس های زبان انگلیسی هم اتفاق می افتد بخصوص در سنین بالاتر. ترس از اشتباه کردن، مسخره شدن. این باعث می شود که آنها در کلاس کمتر صحبت کنند و یا حتی اصلا صحبت نکنند. بعنوان یک دبیر باید فرایند اشتباه در یادگیری را برای دانش آموزان توضیح دهیم تا این سطح از اضطراب و نگرانی را کاهش دهیم و به آنها اجازه اشتباه کردن بدهیم. حتی می توانینم زمانی را به دانش آموزان اختصاص بدهیم تا درباره نگرانی هایشان و چالش هایشان در کلاس با همدیگر صحبت کنند.
توضیح درباره مدار فراموشی
همانطور که ذکر شد بسیاری از دانش آموزان در کلاس دچار توهم یادگیری می شوند و تصور می کنند که درس را بخوبی یاد گرفته اند، در صورتی که می دانیم اگر تکرار و مرور انجام نشود مطالب بعد از مدتی فراموش خواهند شد. بعنوان یک دبیر نیاز است که درباره مرور و تمرین با دانش آموزان صحبت شود و خومان هم در برنامه تدریسمان زمان هایی برای مرور داشته باشیم.
نمودار فراموشی هرمان ابینگهاوس
هرمان ابینگهاوس یک روانشناس آلمانی بود که روی ظرفیت مغز انسان کار کرد و پس از سالها به این نتیجه رسید که مغز انسان برای نگهداری اطلاعات، ظرفیت مشخصی دارد. یعنی اینکه برخی موضوعات خودبهخود از ذهن انسان پاک میشوند، مگر اینکه مرور شوند.
طبق نمودار فراموشی هرمان ابینگهاوس، مطلبی را که خواندهاید یا حین تدریس یاد گرفتهاید تا چه زمانی به خاطر دارید ؟
همان لحظه: 100 درصد مطالب را به خاطر دارید.
پس از 20 دقیقه: حدود 60 درصد مطالب را به خاطر میآورید.
پس از یک ساعت: حدود 45 درصد مطلب را به یاد دارید.
پس از 9 ساعت: حدود 35 درصد آن را به یاد می آورید.
پس از یک روز: فقط 33 درصد مطلب را در ذهن دارید.
پس از 2 روز: فقط 28 درصد مطلب در ذهن شما مانده است.
پس از 6 روز: حدود 75 درصد مطلب فراموش شده است.
پس از 21 روز: شما فقط 20 درصد مطلب را به خاطر میآورید.
پس برای بهخاطر سپردن آموختهها:
اولین مرور: 9 ساعت پس از تدریس یا مطالعه برای اولینبار (خواندن درس هرروز در همان روز)
دومین مرور: فردای همان روز
سومین مرور: 2 روز پس ازتدریس یا مطالعه برای اولینبار
چهارمین مرور: یک هفته پس از تدریس یا مطالعه برای اولینبار
پنجمین مرور: یک ماه پس از تدریس یا مطالعه برای اولینبار
نویسنده Hossein Javadi
سایر مقالات نویسنده